سلام و ممنونم از محبتهای همه
وای نمی دونین چه حس خوبی دارم الان یعنی فقط میشینم روی کاناپه یه لیوان چای داغ تازه دم و هی میگم آخییییییییییییییییش چه خوبه آخییییییش چه خوبه ...آخه من خونه تکونیمو 909 در صدشو انجام دادم البته تقریبا تنهایی یه خانمی قرار بود بیاد کمکم که مریض شد و منم دیگه منتظرش نموندم و از اصفهان که برگشتم یا علی گفتمو شروع کردم
1- تمونم پرده ها رو شستم پرده های 2 تا اتاقا رو با ماشین و پرده های پذیراییم که جنسشون حریر شیشه ایه رو با دست و البته پا شستم و آسترشو هم با ماشین لباسشویی ...بعدشم اتوشون کردم و وصلشون کردم
یعنی الان برق میزنن
2- تموم دیوارارو از بالا (رفتم روی چهار پایه) با وایتکسو پودر شستم (یه دور با اسکاچ میرفت یه دور با پارچه خیس یه دورم خشک ) میخواستم با بخار شو دیوارو تمیز کنم که دیدم بدلم نیست خودم باید با وایتکس بسابم خونمونم کوچیک نیست 120 متره ولی الان هی نیگاشون میکنم و کیف میکنم از براقیشون (دیوارای خونه استخونین)
3- کف اتاقامون موکته اونا رو با بخوارشو تمیز کردم که واقعا تمیز شدم و هر چی مو و غبار بود ازشون در اومد ...کف سالنم که سرامیکه و اومو هم با وایتکسو و پودر شستم بعدشم یه دور بخار شو کشیدم
4- فرشا رو دادم بیرون شستن(شما هم اگه برنامه برای فرشاتون دارین از همین الان بدین بشورن آخه دم عید سرشون شلوغه تمیز نمیشورن)البته من فرشام 4 متریه و دو تا توی سالن و یکی توی اتاق...یه فرش سبکمک برای توی آشپز خونه بود که خودم جوگیر شدم توی سرما توی تراس شستم..تموم پادریهار و هم گذاشتم توی ماشین لباسشویی
5- جای اتق خواب و اتاق مهمون رو عوض کردم (البته با کمک همسر) تموم کمدا و لباسا و کفشا و....مرتب شسته و جاگیر شدن (خیلی هم لباس بود خودم اتو کردم و آویزون کردم (هی در کمدا رو باز میکنم نیگا می کنم و کیف می کنم)
7-دستشویی و حمومو از بالا حسااااابی برق انداختم (البته این که کار هر هفته است)
8- متاسفانه یا نه خوشبختانه خونمون خیلی پنجرا داره تمومشونو با شیشه شو تمیز کردم (البته از یک طرف طرف دیگه مونده )
9 - یک روزو نصفی هم برای آشپزخونه گذاشتم(کاشی های دیوار کابینتا کف گاز و هود و یخچالو ...)
10 - گردگیری اساسی از هر چی که فکرشو کنین (تموم ظرفای توی بوفه هم گذاشتم توی ماشین ظرفشویی تا برق بیفتن)
خلاصههههههههههههه خیلی کارای ریزو درشت دیگه البته نباید به خودم اینقدر فشار بیارم ولی دیگه خسته شده بودم حالا همسری میگه اگه تا عید اساس کشی باشه چی ؟؟ میگم اشکال نداره خستگی و زحمتم می ارزید به این حسم
××وجدانا ترغیب نشدین دست به کار خونه تکونی بشین؟؟؟
××این روزای بعد از خونه تکونی دلم میخواد چند بیسکوئیت بپزم تا اگه خوب شد برای عیدم خودم شیرینی درست کنم 
خوب خدا رو شکر ....زود میام چون حرفام تموم نشده